songs!..........

all about you!!!!!!!!!!!!

سلام دوستان

سلام به تمام افغان هاي در باره ايراني ها فكاهي ميگويد
و به افغان هاي كه اين سايت را ميخوانند

 

زن ایرانی

 

مرد ایرانی شب از خواب بیدار میشه میبینه زنش میخواهد برود جایی

ازش میپرسه کجا ؟

 

زنه بهش میگه میرم با یک افغانی وعده دارم

مرد ایرانی میگه خوب باشد فقط فکرت باشه دکه دیگه جای نری

فکاهی بجای جوک

از یک دختر دانشجوی دانشگاه تهران پرسیدن یک جمع یک ؟

دختره میگه دوتا کیر افغانی

شعری از اخوان افغان

سلامم را تو پاسخ گوی دختر ایران

 سر ها برهنه است

کسی روسری بیشتر از 10 سانت ندارد

نگه جز پیش رو را دید فقط کون است

که تنها کون دختر ایران

اگر کیرت بخیزد سوی ایران

به اکراه تا نکنی نمیگذارند

که کیر در ایران کم است

جواب کیرم را تو پاسخ گوی دختر

کون بکشای

منم

من

گایدنی همیشه گی ات

منم

من

مرد افغان

پدر تمام بچه های ایران

کوست چون موج مینالد

کجاست کیری که تنها مال افغانست

کند در دامگاه تا به اخر

که کوخ ایرانی ها را بشاند

 

 

 

باز هم یک دسته از فکاهیاتی که دوستان لطف کردند.

یک بچه افغان یک دختر ایرانی را گپ داد دختر یرانی: ده اونجیم دست نزن که تنور است داغ است میسوزی بچه افغان: من یک بانجان دارم میخواهم که همو را در تنورت پخته کنم بعد از مدتی که بچه افغان دختری ایرانی خوب فانته کرد گفت بیا حالی همی بادنجان بخو که درست و صحیح پخته شده

از یک ایرانی پرسان کردند که مرض ایدز چیست؟

ایرانی گفت: همین قدر میفهمم که اگر مرا مرض ایدز بگیرد زنم را میگیرد باز زنم گرفت کل افغان ها را میگیرد

از یک ایرانی پرسان کردند که ای خوب است که زنت خراب شود یا ماشینت؟

ایرانی گفت: اگر زم خراب شود عاید دارد و اگر ماشینم خراب شود مصرف کار دارد

یک افغان ایران رفت بعد از مدتی چون شهوت سریش فشار اورد دختر هم پیدا نشد مجبور رفت پیش یک اخوند ایران و یک زن صیغه یی را بری یک شب گرفت فردا اخوند پرسان کرد که زن چطور بود افغان گفت خیلی زن خوب و با اخلاق بود بلکه باکره هم بود اخوند که کم بود شاخ بکشد رفت از زن پرسان کرد که چه گپ بود زن ایرانی گفت ای افغان ایقه عجله داشت و زود مرا فانته کرد که مرا نماند که نیکر و جراب خود را بکشم

ك ترك ايراني ميرود قندهار خارش كون مي گيرد داكتر افغاني برايش قرص شياف تجويز مي كند ترك ميرود پيش دوست قندهاريش(افغاني)مي گويد:اين قرص هارا به پشت من فرو ببر خلاصه دوباره به ايران بر مي گردد و همين كاررا از خانومش تقاضا مي كند وقتي خانومش شياف هارا در كونش مي كند تركه مي گويد: داري چكار مي كني؟ دوست قندهاري من وقتي شياف هارا فرو مي كرد هر دو دستش هر دو دستش روي شانه هاي من بود ولي تو يك دستت روي شانه ي من هست !

ایران به افغانها چی نداد: جای زنده گی , نان, کار و حتی کوس : ههههههههههههههههه

 

روزی یک زن ایرانی چلن زد کسی در گایدن چیق مرا کشیده نمی تواند هر کس آمد نتوانست بلاخره یک افغانی آمد که سرش کل بود پیش آمد پایش در چوکی بن ماند کلش داخل کس زن شد و چیق زد
وقتی پرسان کردنش چی قسم کردی گفت از کله کار بگیر؟؟

يك روز يك افغانی را موتر زد بعد از اين كه در شفاخانه اوردنش داكتر گفت كه عاجل در عمليات خانه ببرينش خلاصه عمليات شروع شد در جريان عمليات جندين زن ایرانی براي داكتر تيلفون كردند و ميگفتند كه داكتر صاحب غلام علي گشته نشود يعني نميرد داكتر در تشويش افتاد غلام علي را لچ كرد ديد كه كير غلام علي بسيار كلان است بعد فهميد كه زن ها چرا زنگ ميزدند كيرش را بوريد همراي خود خانه برد به مجرد كه در جانه وارد شد زنش گفت مانده نباشي گفت زنده باشي بعد از احوال پرسي داكتر براي خانم خود گفت اين خريطه را بگير خانه ببر كه من يك تشناب بروم وقت كه زن داكترایرانی به مجرد كه خريطه را باز كرد به صداي بلند گفت الله غلام علي مرد

یک افغانی که دلش را خانم ایرانی همسایه شان بی قرار کرده بود وظیفه را تر ک کرده به دوش به خانه شان رفت دید که همه به کاری خود رفته و یک پسر کلانش در خانه بود گفت گه چرا مکتب نرفتی پسر به جوابش گفت که من رخصت بودم با عصبانیت به پسر زن  عمر کرده گفت که برو در برنده هر موترکه میگذرد حساب کن
پسرک هر لحظه صدا میزد که  اینک سمند تر شد ، موتور تیر شد، چون مرد افغانی مشغول گایدن زن ایرانی  بود خو خو می گفت و بس . ناگهان باز پسر بلند تر صدا زد که هی هی !
مرد افغانی  گفت که چی میگذرد باز ؟
پسر نی  این بار چیزی نمگزرد زن همسایه را هم یک افغانی  میگاید!
مرد افغانی گفت تو چی میدانی ؟
پسر ! چون پسر همسایه هم موتر ها را میشمارد.

یک روز یک افغانی در ایران مریض شد. و برای صاحب کاری ایرانی خود تیلیفون کرد که من مریض هستم به کار آمده نمیتوانم .

صاحب کار گفت؟ من هم مریض بودم خانم خود را بوسیدم صحت مند شدم شما هم بو بو سید جند دقیقه بعد افقانی به صاحب کار خود دوباره تیلیفون کرد و گفت خانم شما بیسار شیرین است

یک خبر نگار ایرانی با یک زخمی در شفاخانه مصاحبه میکرد و از آن پرسان کرد شما چیطور زخمی شدید.
زخمی : گفت من از سرک تیری میشودم که نزدیک من یک بم افتاد.
خبر نکار: ایا بم انفجار کرد.
زخمی : قهر شد و گفت نی………………………. نزدیک من آمد و گفت ….
بوووووووو

یک روز یک ایرانی به یک دوکان رفت میخواست که ساتی بخرد در پیش دوکان نام ساتی را فراموش کرد بیسار فکر کرد مگر به یادش نیامد یک بار زنجیر پتلون خود را باز کرد و گفت که برایم بوش این را دهید

در یکی از دانشگاه ایران زنجیر پتلون یکی از استازان باز میباشه یکی از بچه ها میگوید معلم صاحب در بازی تاج مهل خود را بسته که این جاه منار افغانستان شور میخور

دختری ایراین
یک دختری ایرانی برای مادر خود گفت مادر جان آن پسر وقتکه به من بیبیند سینه بندم تنگ میگردد.
مادرش برای دختری خود گفت دخترم اگر باری دیگر نگاه گرد کمی سینه بند خود را پایان کن تا نیکری آن پسر هم تنگ گردد
.

یک روز معملم از شاگردن پرسید که در چهان قوی ترین حیوان را نام بیگرید یکی از شاگردن دست خود را بالا نمود و گفت من میدانم معلم گفت بفرماید کدام حیوان است شاگر خواب داد و گفت مرچی. معلم گفت چیطور شاگرد گفت یک زوز در یوار در ساکت خانه ما مرجی داخل شده بود میخواستم که ان از غاری ساکت بیرون نمایم من یک میخ را گرفتم در سورغی ساکت درو کردم من را یک لگدی بیسار قوی زد که در دیوار خوردم.

عروسی شیر

یک روز عروسی شیر بود و یک موش بیسار رقس میکرد یکی از حیوانات از موش پرسان کرد که

تو چرا انقدر خوشهال استی موش جواب داد که عروسی برادر خواندی من است آن حیوان حیران شد و گفت تو موش استی و آن شیر . موش خندید و گفت بچیم هر کس پیش از عروسی شیر میباشد و بعد از عروس

يك ترك ايراني ميرود قندهار خارش كون مي گيرد داكتر افغاني برايش قرص شياف تجويز مي كند ترك ميرود پيش دوست قندهاريش(افغاني)مي گويد:اين قرص هارا به پشت من فرو ببر خلاصه دوباره به ايران بر مي گردد و همين كاررا از خانومش تقاضا مي كند وقتي خانومش شياف هارا در كونش مي كند تركه مي گويد: داري چكار مي كني؟ دوست قندهاري من وقتي شياف هارا فرو مي كرد هر دو دستش هر دو دستش روي شانه هاي من بود ولي تو يك دستت روي شانه ي من هست

فکاهی بجای جوک

قمی  :  میگن افغانستان جای خوبی است

تهرانی :  چطو مگه

قمی : چون وقتی بری افغانستان کباب میدن مجانی ، شراب میدن مجانی ، و در اخر هم دالر میدن مجانی

تهرانی : مگه تو رفتی ؟

قمی :  نه زنم رفته !

شعار هفته برادران بسیجی به جنبش سبز

موسوی ، موسوی مرگ به نیرنگ تو                         کیر احمدی نژاد  به کون تنگ تو

اطلاعیه جنبش سبز (بی خایه)

به اطلاع تمام هواداران گروه سبز رسانیده می شود که جایزه امسال 1389 به شخصی داده شد که توانسته بود در روز سیزده بدر کون خامنه ای را انگولک (دست ) کند در ذهنش . و همچنین سیزده بار به مقام عظما فحش (دو) بدهد( این را هم در ذهنش) و این شخص توانسته بود جایزه بهترین خایه مال موسوی را از ان خود کند .

اطلاعیه افغانهای غیرتی ، به گروه سبز (بی خایه)

سنگی را که زورات نرسید ( کون کشاد ) ماچش کون بزار سر جاش

کار هر بی خایه نیست خامنه ای گاییدن             سلطان محمود افغان میخواهد و 32 سال

حکومت کردن(در ایران

اهای موسوی ، موسی نداری کون کاری                   چرا کوسخول بازی در میاری 

 

فکاهیاتی که دوستان لطف کرده اند

با ابراز تشکر از تمام دوستانی که از این وبلاک سر میزنید و از فکاهیات ان لذت می برید .

یک تشکر جدا گانه از ان عده دوستانی که لطف نموده اند و تعدادی از فکاهیات شان را در بخش نظرات برای ما گذاشته اند .

این هم یک سری فکاهیات که دوستان لطف داشتند . امید وارم این وبلاک را تنها نگذاشته و در پرباری ان ما را همکاری کنید . یک خواهش دیگر از دوستان که در موقع که فکاهی ارسال می کنید اسم زیبای تان یا نام مستعار تان را فراموش نکنید تا باشد با نام خود تان

عروسی شیر

یک روز عروسی شیر بود و یک موش بیسار رقس میکرد یکی از حیوانات از موش پرسان کرد که

تو چرا انقدر خوشهال استی موش جواب داد که عروسی برادر خواندی من است آن حیوان حیران شد و گفت تو موش استی و آن شیر . موش خندید و گفت بچیم هر کس پیش از عروسی شیر میباشد و بعد از عروسی موش میگردد.

خدا کند که موردی علاقی شما دوستا قرار گیرد جواد مشکوری از پاکستان

من مطالب این ویبلاک را خواندم اما متاسفانه که بسیارنادرست و دور از اخلاق انسانی میباشد.

لطفا در این مورد اقدام شایسته نماید.

و در اخیر یک فکاهی برای شما مینویسم امید که این فکاهی را در ویبلاک خویش نشر نماید.

عنوان ساده لوح

روزی یک افغانی از یک ایرانی پریسد .

اندیوال در این منطفه شما کدام کسی بی عقل را می شیناسی؟

ایرانی گفت بلی!

گفت کی است!

گفت همی افعانی !

گفت چرا!

گفت بخاطریکه هرشب زن خود را میماند و زن من را میگاید

یک قندهاری دم مرگش ازش میپرسن آخرین وصیت خود را بگو میگه :

من که مُردم مره بسوزانید خاکستر مرا پودر بچه کنید.

جوک سه نفر جهان گرد.

یک روزیک افغانی ویک جاپانی ویک استرالیایی درمسیرراه باهم رفیق میشن بعدازدورزدن دنیامیرسند

به ایران وتصمیم مگیره که یک دخترویایک بچه راپیداکنه وبیبینه که مزه …..ایرانی چی طوره ویکی راپیدامیکنه میبره یک جائ که مردم شک نکنه واون هم بسیارتنگ بوده ودونفربیشترجای نبوده رمزش این بوده که کتاب خوانده شدوجاپانی میره میایه میگه کتاب خوانده شدآسترالیائ میره میایه میگه کتاب خوانده شدوافغانی که میره ومیایه میگه کتاب پاره شد………….

از ایرانی پرسیدند اگر یک افغان با کیر 25 و دیگر با کیر 28 سانتی باشد کدام آنرا ترجیع می دهی

ایرانی بعد از مکث زیادی جواب داد: هر دو آن نمی شود

با خواندن پیام حاج افغان سربلند که گفت “کمی دنیا را دور تر از دماغ کلاغی شکل تان ببینید”… یک خاطره یادم آمد:

 

تا دو سه سال پیش مترجم پولیس فدرال بودم، و هرچه روس و پاکستانی و هندی و ایرانی و افغان… خلاصه خشم روزگار زده هایی که گیرشان می افتادند و زبان بلد نبودند بنده وظیفه داشتم قدم رنجه فرمایم و هرچی میگن ترجمه کنم.

یک روز رفتم سر کار و آقایی با نکتایی یا به قول خود ایرانی ها “کراوات دارد و عینک ته استکانی و کوس شعر های ازین قبیل…” رو به روی پولیس مستنطق نشسته، فکر کردم باید یکی از پروفیسور های “انرژیی که حق مسلم شان هست” باشد!؟

در جریان اینکه خودم را معرفی کردم جنابشان پی بردند افغان هستم و قبل از اینکه سوال متداول خود را بپرسم پیش دستی کرد و از من پرسید: ببخشید آقا! شما افغانی هستید؟

گفتم بله، افغان هستم!

چند وقت تو ایران بودید؟

گفتم هیچوقت! (و سر گرم جمع و جور کردن کاغذ های روی میزم بودم که این آقای کراواتی پرسید):

پس فارسی از کجا بلدید؟

دران وقت نمی دانم چی جوابی باید داده باشم ولی کاش این “حاج آقا افغان سربلند” به جای من بودند!

 

هان! خلاصه انترویو به خوبی می گذشت و سکه های یورو یکی پس از دیگری در صندوق بانکی بنده افزوده میشد که از لابلای صحبت های این “آقای فوق الذکر” دریافتم که ایران با و جود این همه تمدن کهن و کوروش و داریوش و اسفندیار و… جایگاه خوب و مناسبی برای همجنسگرایان نبوده و حتی کوچکترین رغبت را در مقابل همجنس نمی توانسته در خود هضم کند بناً جنابشان مجبور شده بودند با پاسپورت جعل شده و این چیز ها خود را به جای امن برسانند و الی اخر…

اما جای افسوس و هزار افسوس هست در جهان امروزی، جهانی با این همه پهناوری حالا شده قدر کف دست تا این اندازه بیخبر باشیم که ندانیم در همسایگی ما چی میگذرد… درود بر همه آزاد اندیشان و آزادگان… 

 

ميگويند در كابل در نانوايي مردم براي گرفتن نان گرفتن لين يا صف ايستاده بودند و يك آدم بچه باز پشتی يك بچه مقبول ايستاده شده بود و لزت ميبرد كه ناگهان شاگرد نانوايي صدا كرد كه نان خلاص شده او كاكا با عصبانيت گفت كه اولاد حرامي نان که خلاص شده خير است تو چرا صف را خراب کردی

یک افغانی در حالت کون گایدن یک خانم ایرانی بود .

افغانی> نشه دخترت بیاید مارا ببیند ؟

خانم ایرانی > خیر است اگر دید اون را هم بگای

افغانی > اگر پسرت بیاید و و مارا بیبیند ؟

خانم ایرانی >خیر است اگر دید اون را هم بگای

افغانی > اگر همسایه ات بیاید و مارا بیبند ؟

خانم ایرانی > اون را هم بگای

افغانی > اگر پولیس بیاید و مارا بیبند ؟

خانم ایرانی > اون را هم بگای

افغانی > اگر شوهرت بیاید و بیبیند ؟

خانم ایرانی > اون را هم بگای

افغانی > از این معلوم میشه همه ایرانی ها بیغیرت و کونی هستند .

از يك زن ايراني ميپرسند كه به حرف ك يك جمله بساز ميگه هاي افغاني ها يك كير كلان دارند

سلام به همهگي برسد ( آتيلا )

يك روز يك ايراني الاغ ( خر ) خود را لت ميكرد كه افغاني از ايراني پرسيد كه چرا لت ميكني ايراني گفت برو افغاني در مسله خانواده گي ما مداخله نكو.

ترکی را پاس بداریم!!! ترکه نامزد ریاست جمهوری میشه بهش میگن هدفت چیه از ریاست جمهوری؟ میگه فقط از بین بردن شیراز (کلا بنده خدا منظورش فارس بوده)میگن چرا آخه؟؟؟؟؟؟؟ میگه خوب آخه اگه این شیرازیهای لعنتی نبودن که الان همه با هم با خوبی و خوشی ترکی حرف میزدیم تو تهرون

یک روز یک افغانی بداخل سرویس ” اتوبوس ” ایستاده بود که ناگهان بادی ازوی خارج شد وتمام راکبین ” سواری ها یا مسافرین ” با صدای بلند خندیدند وقتی مرد افغانی علت خنده را پرسید انها گفتند که بخاطر خارج شدن باد ” یا گوز ” که ازوی خارج شده است خندیده اند . مرد افغانی با خونسردی گفت اگر میدانستم که یک گوز شما را اینقدر می خنداند وخوشحال تان میسازد کاش می ریدم که ازین هم بیشتر خوشحال میشدید

جمله سازی ایرانی

ایرانی :   هی افغان بیا اینجا ببینم ، بیا اینجا

افغانی :     بله اغا بفرماییم بگو خیرت است ؟

ایرانی :    با ” مشکل ” یک جمله بساز .

افغانی :    خوارته بگایم

ایرانی :    این که مشکل نداره .

افغانی :   باشد ، پس مادرت را هم بگایم . اگر باز هم کدام مشکلی ندارد که   

……..

غیرت ایرانی

یک روز یک ایرانی همراه با دوست افغانی اش به خانه میآید میبینند که زن ایرانی با کی مرد افغانی دیگر سکس می کنند

مرد ایرانی : ( به دوست افغانی اش ) بیا برویم با کدام وقت دیگر میاییم

دوست افغانی : شما ایرانی ها تا چه اندازه بیغیرت هستید مگر نمی بینی که یک مرد بیگانه دارد زنت را می کند

مرد ایرانی : اگر شما بجای من بودید چی می کردید ؟

دوست افغانی : همین لحظه این مرد را می کشتم

مرد ایرانی : ما که نمی توانیم تمام 5 ملیون محاجر افغانی را بکشیم

خبر خوش

زن ایرانی : ( به شوهرش ) امروز یک خبری دارم که هم خوش شوی و هم غمگین

کیر تو از کیر افغانی همسایه بزرگتر است !

فکاهیاتی که دوستان لطف نمودند

یک ایرانی همیشه به خانم خودمیگفته که :هی افغانی ها یک کیرداره قدردسته تبراست همیشه همین کلمه راتکرارمیکرده که افغانی یک کیر داره قدردسته تبراست یک روزکدام افغانی که آدرس رااشتباه گرفته به خانه همین ایرانی آمده دروازه راتک تک کرده خانم ایرانی ازداخال گفته کیست؟افغانی گفته میبخشین من افغانی هستم خانه سهراب خان همینجه است؟ خانم ایرانی که نام افغانی ره شنیده گفته شوهرش یادش آمده خلاصه به این افغانی ک و س داده افغانی تازه ازخانه بیرون شده که شوهرزن خانه داخل شده دیده که خانمش عرق پرخواست خانمش که شوهرخوده دیده گفته هی راستی هم که کیرافغانی قدردسته تبربوده شوهرش گفته :مادمی ریش دروغ میگیم دیگه

سلام برای مسئول سایت!
میگن یک افغانی در یک هوتل ایران نشسته بود و نان میخورد، ازینکه افغان ها عادت دارند که اگه استخوان مرغ نرم باشه حتمن نرمی های استخوان را دندان میزند. یک ایرانی که در پهلوی افغانی نشسته بود طور طعنه آمیزی از افغانی پرسید: آغا اینو شما میخورید سگها تون چیه میخوره؟ افغانی که متوجه شد که نفر ایرانی ساندویچ میخوره گفت آغا اینو ما میخوریم سگهای مون ساندویچ میخوره
امیدوارم مورد پسند تان قرار بگیرد. اگر میخواستید فکاهیات زیاد تر داشته باشید فکاهیات ارسالی مرا بنام خودم بنویسید

ک خبر نگار از لندن امد تهران و از یک ایرانی پرسان کرد که از خود کده لوده ادم را در ایران دیده ی ایرانی فرمود بلی . یک همسایه من افغانی است شپ شپ میاید زن من را میگاید

2- یک زن ایرانی پیش داکتر افغانی امد و گفت که داکتر صاحب فشار دارم داکتر افغانی زن ایرانی بالای بستر ماینه خانه چپه کرد هنگام ماینه کردن یک دست زن ایرانی کوس هم کرد بعدا برایش گفت که خانم کدام مریضی خاص نداری زن ایرانی گفت که پس صدا از جی بود داکتر افغانی گفت که صدا از کشادی کونت بود نه از فشار

3- یک دخترک ایرانی همرای مادر خود به بازار تهران میرفت دیدکه یک افغانی کیر خود را کشیده شاش میکند دخترک پرسان کردمادر این جی است مادرش گفت که هیج است بچیم روز بعد دخترک ایرانی همرای بچه افغانی بازار رفت دید که باز همان مرد افغانی شاش دارد از دوست بجه خود پرسان ان جی است دوست بچه افغانیش گفت که ان شی است دخترک ایرانی گفت که من هیچ ندانستم مادر میگوید که هیچ است و تو میگوید که شی است پسر افغانی برایش گفت که مادرت بسیار کیر ها افغانها را دیده که این یک پیشش هیچ است

فکاهی بجای جوک

 پسر تهرانی

 

 پسر پولدار تهرانی که تازه امتحان کانکور را داده بود و قبول نشده بود از پدرش را شله گرفته بود که مرا به اروپا روان کن . پدرش قبول نداشته و حاظر نبود .بلاخره پسر از پدرش علت رد کردن پدرش را خواست پدرش در جواب گفت :
ببین پسرم در اروپا مرض ایدز است و اگر تو بروی باز خدای ناخواسته ترا هم ایدز می گیرد باز هروقت پس به ایران امدی از تو مرا ایدز می گیرد و از من مادرت را می گیرد و از مادرت تمام شهر تهران را ایدز می گیرد
 

انتخاب کنید و جایزه بگیرید

 امار که تازه از طریق وزارت عودت محاجرین در کشور ایران نشر شده نشان می دهند نفوس افغان های مقیم ایران از زمان ورود به این کشور چهار برابر شده

ایا میدانید چرا ؟

یکی از گزینه های ذیل را انتخاب کنید

الف :   وقتی دخترای ایرانی را با روسری 10 سانتی با موهای رنگ شده و شلوار تنگ با کون کشیده میبینند حشری می شوند و مجبورند هر شب جماع کنند

ب :    تمام مردهای که در کشور افغانستان کون نمی توانند به ایران میروند تا کون دانشگاهی بکنند بعضی وقت ها بجای کون کوس می کنند

ج :    در سال های قبل فقط افغانی افغانی به دنیا میاورد حالا ترک ها هم افغانی میزایند ( به دنیا میاورند )

د :    در سال هال قبل فقط افغانی ها و ترک ها افغانی به دنیا میاوردند حالا از تهران گرفته تا شمال و جنوب و شرق و غرب همه ایرانی های افغانی میزایند ( بچه به دنیا میاورند

شما هم میتوانید در این نظر دهی اشتراک کنید فقط نظر تان را میتوانید در لنگ نظر ثبت کنید

برای برنده یک دختر دانشگاهی که بخاطر باکره نبودن از دانشگاه تهران اخراج شده جایزه داده می شود

درخت چنار

یک افغانی بطرف کار خود میرود که یک ایرانی راهش را می گیرد

ایرانی : اهای افغانی اسمت چیه ؟

افغانی : به تو ربطی نداره

ایرانی : به تو گفتم افغان اسمت چیه ؟

افغانی : گفتم که به شما مربوط نیست

ایرانی : هم اومدین کشور ما و هم زبون ( زبان ) درازی میکنی ؟ بگو اسمت چیه ؟

افغانی : به اسم من چی کار داری ؟

ایرانی : میخام تو چونم بزنم

افغانی : پس اسم من چنار است ( درخت بزرگ و درازیست

ایرانی و نصوار

کارمند ایرانی

 یک ایرانی یک کارمند افغانی داشت . بخاطر اخراج افغانها از ایران افغانی کارمند نمی توانیست از کارخانه خارج شود

افغانی نصوار می کشید و برای خرید نصوار از ایرانی صاحب کارش می خواست که برایش همه روزه یک یک پاکت نصوار از بازار بیاورد .


برای ایرانی مشکلی شده بود که همه روزه باید یک یک پاکت نصوار برای افغانی از بازار بخرد


یک روز ایرانی این مشکل اش را با یک دوست خود گفت دوست ایرانی به او مشوره داد که هر وقت نصوار خریدی انرا ده کونت بزن بعد برای افغانی ببر تا یک ماه افغانی نصوارش را ترک میکند . و ایرانی انرا قبول کرده و شروع کرد به این کار


بعداز یک ماه همان دوست ایرانی میاید و از دوستش احوال می گیرد و میپرسد که افغانی نصوارش را ترک کرد ه یا نه


ایرانی با خوشهالی می گوید که بله او ( افغانی ) نصوار کشیدن را ترک کرده ولی من به عمل نصوار ده کون زدن اغشته شدم تا نصوار را ده کون خود نزنم

 

ایرانی یک بادرنگ پیدا میکند و با خود دعا دعا میکند

میپرسن که برای چی دعا میکنید میگوید که دعا میکنم که

ایرانی یک بادرنگ پیدا میکند و با خود دعا دعا میکند

میپرسن که برای چی دعا میکنید میگوید که دعا میکنم که

یک دوزد ایرانی و یک دوزد افغانی برای دوزدی کردن شب در یک خانه میروند چند دقیقه که میگزرد صاحب خانه بیدار میشود افغانی و ایرانی وقتی که میفهمند که صاحب خانه بیدار شده فرار میکنند صاحب خانه از پشت شان میدود و صدا میکند ای مادر جنده ( مادر فاهش ) استاد باش
دوزد ایرانی به دوزد افغانی میگوید که هی افغانی شما بروید من هستم و استاد میشود
دوزد افغانی میپرسد که چرا ؟
دوزد ایرانی میگوید که من را شناخته احتیاج نیست که فرار کنم

زن شهدای ایران

پولیس راه ایران یک افغانی را از موتر پایین میکند و میپرسد
پولیس ایران : شما افغانی های پدر سوخته در کشور ما بخاطر چی میاییند و چی فایده ای به ما ایرانی ها میرسد
افغانی : اگر ما افغانی ها نیاییم زن های شهدای شما را کی بگاید

احمقترین کشور دنیا

در المپیک 2008 پیکن برای یافتن احمقترین کشور دنیا از هر کشور یک نفر اشتراک کرده بود .
از هر نفر یک یک سوال میشد که به نظر شما احمقترین فرد کی است ؟
نوبت به ایرانی میرسد وقتی از ایرانی میپرسند که احمقترین فرد به نظر شما ایرانی ها کی است ؟
ایرانی : افغانی ها که در کشور ما مهاجر هستند!
داور : چرا ؟
ایرانی : بخاطری که خودشان در کشور شان زن دارند تمام جوانان ( مرد ) شان میایند و زن های ما را میگایند

برای ایرانی های قند و نازو خول

از ایرانی میپرسن که اگر کسی به خواهرت تجاوز کرد برایش چی میگویی
ایرانی : میگم یک بار مرا شمال ببر

از ایرانی میپرسند بزرگترین ارزوید ؟
ایرانی : یک توپ باحال شدن ( زیاد تریاک کشیدن

ایرانی ها

یک ایرانی و یک افغانی در راه میرفتن
افغانی وقتی که به طرف موتر میبیند ایرانی میپرسد که در افغانستان موتر است
افغانی : نه
ایرانی : پس برای حمل و نقل مسافرین از چی کار میگیرند
افغانی : از الاغ ( خر )
ایرانی : این قدر الاغ ( خر ) از کجا میارند
افغانی : از تبریز

ایرانی یک بادرنگ پیدا میکند و با خود دعا دعا میکند

میپرسن که برای چی دعا میکنید میگوید که دعا میکنم که

داخلش موز( کیله ) باشد

یک افغان یک ایرانی و یک پاکستانی با هم دوست میشن در موسم تابستان مسافرت میرن این 3 نفر یک اطاق کوچک را که دارای یک تختخواب 3 طبقه بود میگیرن.
ایرانی> من میترسم بالا بخوابم لطفا من در تخت پاین میخوابم.
پاکستانی> منم میترسم اگه میشه من در طبقه دوم این تخت میخوابم باخره مرد افغان مجبور میشه که در آخر بخوابه.
بعد از چند الهظه ایرانی ایرانی یک گوز میزنه و میگویه که ایران یک پاکستان صفر.
پاکستانی هم دو تا میزنه و میگوید که پاکستان 2 افغانستان صفر.
مرد افغان بالای هردویشان میشاشه و میگوید که نسبت بارندگی شدید استیدیوم تعطیل اعلام شد

پاسون
ما افغانها بايد مخالف ايرانيان نباشيم چون از نقطه نظر من هر كسي كه مسلمان است هموطن من است چي ايراني باشد يا افغاني همين قاعده در اسلامي است كه مسلمانان برادر يكديگر اند اگر ايرانيان كافر هستند پس برادر ما و هموطن ما نيستند اگر مسلمان هستند پس بايد ما انها را از برادر سكه خود كه كافر است دوست داشته باشيم ما پيش از افغان بودن بايد به مسلمان بودن خود افتخار كنيم و ما مسلمان هستيم

امید یوسفی

افغانی ها عزیز دوسداشتنی سلام برشما امیدوارم همیشه شاد باشید با این فکایهای تان بسیار جالب بود تشکر از این وبلاک زیبا بااحترامممممممممممممممممممممم

یک گدا قله ایورست را فتح کرد. پرسیدان انگیزه ات چی بود ؟؟ گغت خدا لعنت کند کسی را که گفت

بالای این کوه خیرات میدهند

نامرد ترین شخص دنیا

از ظاهر شاه پادشاه سابق افغانستان پرسیدند

که : نامرد ترین شخص دنیا کی هست

گفت : کسی که از وبلاکی سر بزند و مطالبش را

بخواند ولی نظر ندهد

زبیر -نورستانی برای شما دوستها تقدیم میکند

فکاهی های که در کشور مان افغانستان عزیز بصورت نوشته ها در مجلات روز نامه ها کتاب ها نوشته شده اما بعضی از این فکاهی ها فقط در سر زبان ها میتوان یافت یا بخاطری که به دست احل قلم نافتاده اند ویا که نظر به فکاهی های اخلاقی نوشته نشده اند .
من در اینجا کوشش کرده ام که تمام فکاهی های که در دستم رسیده برای شما بنویسم تا این فکاهی های که امروز سر زبان ها است فردا فراموش نشود
با ابراز تشکر از تمام شما عزیزانی که از این وبلاک سر زده اید.
امید که همیشه نظریات شما عزیزان را با خود داشته باشم

سیاف

از سیاف پرسیدن که برای کی رای میدهی

سیاف : برای کیرم

پرسیدن که چرا برای کیرت ؟

سیاف : اول بخاطری که ادم ساز است

           دوم :بخاطری که سرش در زاه خدا رفته

          سوم : بخاطری که در برابر زن های فاحشه قیام میکند و      بلند میشود

سلام دوستان

خواننده عزیز قبل از این که این مطلب را میخوانید یک سوال از  

 شما

که ایا قصه گنجشکک طلایی را شنیده اید اگر بله پس این مطلب  

 را

نخوانید اگر خواندید پس قصه گنجشکک طلایی را نشنیده اید

روزی یک گنجشکک طلایی بود امد روز درخت نشست دید که

گنجشکهای دیگر امدن و اورا گفتن که این جای شما نیست

 گنجشکک

طلایی پرید رفت گوشه دیوار نشست اما باز هم اینبار موسونچه

 امد و

گفت که این جای شما نیست گنجشکک پرید رفت و رفت در

ساحل 

دریا دید که یک افریقایی کیرش را کشیده و خیستانده آفتاب میدهد

رفت و

 سر کیر افریقایی نشست اما باز هم افریقایی گفت که برو این

 جای شما

 نیست گنجشکک پرسید که پس اینجا جای کی هست افریقایی

 گفت که

این جای اشخاصی است که قصه گنجشکک طلایی را

نشنیده است

  بیسار ببخشید خواننده عزیز

 


زبیر نورستانی

Recent Videos

24 views - 0 comments
25 views - 0 comments
24 views - 0 comments

Recent Forum Posts

No recent posts

Recent Prayer Requests

  • for my best friends

    The team of AfghanChaman is YOUR team... always working hard to get the Best for you !! It is our wish to make something special for the Afghan People... a Home where we...